مرد ایل در قلب صداقت و در دل شهامت
بر پشت غم عالم در چهره لب خندان رضایت
بر چشم مهر نا محرم و در عمق وجود اش خدایی ست
دست مردان ایل زمخت و چاک خورده از از رنج روزگار است
محکم در برابر مشکلات چون اعتقاد ی که دارد الهی ست
بر دوش کشد سختی ای که گر کوه بود متلاشی می گشت
نامحرم با هر نا مردی بود عهدی ست
عاری از هرغیبت و مملو از یک رنگی است
پایدار بر حرف و فراری از قسم دروغ است
روزی از حق دارد طلب نه بنی بشریت
میشورد بر هر ظلم وبا ظالم هیچ سازشی نیست
مظلوم را پناهگاه ودر مانده را درمان است
مهمان نوازی اش مثال زدنی ست
مهمان را چون خدا گرامی دارد چون دوست خداست
مرد ایل دوستدار زن ومردانه زندگی ست
مرد ایل دوستدار بچهها و پدری دل سوز است
بچه را نعمت و هدیه برای اوست
زن هم دم و نور چشم و همراه زندگی ست
تفنگ حکم اعضای آن اوست
در خون دارد غیرت مردانگی اینان نعمت های ست
تعصب اش خدایی وفرهنگ اش با اصالت
در عقاید استوار دینداری اش الهی ست